ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن
پسري را از خواب بيدار كرد پشت خط مادرش![]()
بود..... پسر با عصبانيت گفت: ![]()
چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي
مادر گفت:25 سال قبل در
همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي![]()
فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم![]()
پسر از اينكه دل مادرش را ![]()
شكسته بود تا صبح خوابش نبرد![]()
صبح سراغ مادرش رفت ![]()
وقتي داخل خانه شد مادرش را![]()
پشت ميز تلفن با شمع![]()
نيمه سوخته يافت.![]()
ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود![]()
دل هيچ کسي رو نشکنين
می دونم دیر شده ولی تولد همه ی اسفندی هارو تبریک میگم
فروردینی ها هم منتظر باشن.نوبت اونا هم میشه
السلام علیک یا ابا عبدالله
اربعین حسینی را به همه ی مسلمانان تسلیت میگویم
كاش مي شد براي لحظه اي چشمانم را بر هم گذارم و نبينم اين همه دروغ را،اين همه زشتي را.
كاش مي شد نبينم نگاههاي التماس آميز پيرمردي خميده را كه تمناي سكه اي داشت از هزاران چشمهاي روشن خاموش.
كاش مي شد كودكي نحيف را كه در چشمهايش اشكهاي حسرت يخ زده بود را با خود برد به آنسوي خورشيد تا شايد گرماي خورشيد بتواند اشكهاي يخ زده و دستهاي عريانش را بپوشاند و مرهمي باشد.
كاش مي شد براي يك لحظه چشمانم را دوباره باز كنم و ببينم رنگ خوبي و قشنگي را
تا ببينم دستان گرم و چشمان آبي و پاك كودك را
تا ببينم كيسه پيرمرد گوژپشت را
كه پر شده از سيبهاي سرخ خورشيد
كاش مي شد در اين شلوغي بازار دوباره به خود مي رسيديم
كاش مي شد دوباره با هم بوديم و دوباره عطر گلهاي ياس سرمستمان مي كرد و دوباره پاك بوديم و در پي حقيقت
كاش مي شد دريچه هاي خاموش اميد را دوباره روشن كنيم
كاش مي شد...![]()