تبليغاتX
غریب می مانی دل...

دست های گرم تو ، کودکان توأمان آغوش خویش

سخن ها می توانم گفت

غم نان اگر بگذارد..

نغمه در نغمه افکنده ، ای مسیح مادر ! ای خورشید!

از مهربانی بی دریغ جان ات

با چنگ تمامی ناپذیر تو  سرودها می توانم کرد

غم نان اگر بگذارد..

چشمه ساری در دل و 

                                  آبشاری در کف

آفتابی در نگاه و فرشته ای در پیراهن،

از انسانی که تویی

قصه ها می توانم گفت

غم نان اگر بگذارد..

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 15:2 توسط پریسا |