به نام او…
بگذارید و بگذرید
ببینید و دل مبندید
چشم بیندازید و عبرت بگیرید
دیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــریا زود باید گذاشت ورفت
به امروز خوب نگاه کن ، زیرا دیروز رویائی بیش نیست و فردا تنها یک خیال .امــــــــــــــــــــــــــــا
امروز اگر خوب زندگی شودازهر دیروز یک رویای خوشبختی می سازد و هر فردا چشم اندازی زیبا می شود بنابراین به امروز خوب نگاه کن.
سلام به همه ی دوستان عزیزی که به وبلاگ من میان:
همیشه همین بوده.هر آمدنی را رفتنی باید. همون طوری که یک روزی وارد شدیم حالا هم باید بریم.
می دونم خیلی ناگهانی شد ولی این تصمیمی بود که گرفتم و حالا می خوام بهش جامه ی عمل بپوشونم.گرچه می دونم خیلی دلم برای اینجا و برای همه ی شماها تنگ می شه.
ای کاش میشد خداحافظی نکنم .دلم می خواست پایانی وجود نداشت.آخه چرا گاهی آدما مجبورمیشن از علایق خودشون بگذرن؟چرا نمی شه با هم بودن ها و دوستی ها جاودان بمونه؟
نمی دونم!!!!!
انگار همین دیروز بود!وقتی که خرداد پارسال عصر آخرین امتحانم تصمیم گرفتم وبلاگ بزنم.اصلا فکر نمی کردم یه روزی بخوام از ستارگان کویر دل بکنم.اما حالا دارم این کارو می کنم.گرچه می دونم نمی تونم برای همیشه از ستارگان کویر خداحافظی کنم و همین جا میگم که مطمئنا یه روزی دوباره میام.ولی کی؟الله اعلم!!!!
بهتره که خلاصه کنم چون حرف برای گفتن زیاده.آدما موقع خداحافظی دوست دارن تمام نگفته های دلشونو داد بزنن…
البته اینو بگم این وبلاگ حذف نمیشه.من هر از چند گاهی این وبلاگ رو آپ میکنم.البته زحمتشو یکی از دوستان عزیزم میکشه.نظراتتونم بی جواب نمی مونه![]()
در آخر هم چند مورد بگم و برم!
1)شکوفه ی عزیزم:بالاخره منم رفتنی شدم.خیلی دوست داشتم الهه هم می بودو می دید منم دارم میرم.ولی خوب حتما تو بهش میگی مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟البته اینو می دونی که تو والهه بهترین دوستهای من هستین و ارتباط من با شما قطع نمیشه
.از طرف من به سیدوی عزیز هم سلام برسون.بهشون بگو امیدوارم یه روزی ببینمش.
2)؟! عزیز دیدی بالاخره منم رفتم و شما خودتو معرفی نکردی.حتما روزی که خودتو معرفی کردی بگو به منم خبر بدن.در ضمن ممنون به خاطر همه ی لطفی که نسبت به ستارگان کویر من داشتی و حمایتی که کردی.دیگه من نیستم که نتیجه ی نظر سنجی رو ببینم.
ولی از اون جائی که عادت دارم نیمه ی پر لیوان رو ببینم تنها چیزی که تو خاطرم می مونه پست ترین ها ی 85 وبلاگته![]()
3)فرزانه ی عزیز خیلی منتظر موندم که از سفر برگردی خودم باهات خداحافظی کنم ولی خوب نشد دیگه…
نمی دونم کی این پست رو می خونی و نظر میدی ولی امیدوارم تو این مدت از من راضی بوده باشی.
4)و اما ناشناس عزیز من اخرشم نفهمیدم شما کی هستین.امیدوارم همیشه خوب و سلامت باشین.
5)همه ی دوستان گلم که تو وبلاگ من لینک بودن و با نظراتشون منو شاد کردن ازتون ممنونم.من واقعا وبلاگاتونو دوست دارم.
6)و اما رسیدم به اصل مطلب استاد عزیزم که با نام "معلمت" نظر می دادن.واقعا ازشون ممنونم و باید بگم به ازای هر نظری که تو وبلاگم می دادن کلی خوشحال میشدم.می تونم بگم مهم ترین دلیلی که باعث شد به فکر تعطیل کردن این وبلاگ بیفتم تذکر به جای ایشون بود.واقعا ازتون ممنونم.![]()
![]()
خلاصه اگر بار گران بودیم رفتیم …..وگر نامهربان بودیم رفتیم.
خوش باشید و سلامت![]()